الان که این مطلبو مینویسم چند دقیقه ای هست که از مهمانی برگشتیم , به دیدن دوستانی رفته بودیم که پس از چند سال زندگی در کانادا برای دیدار با خانواده و دوستان به ایران برگشته بودند , سطح تحصیلات این خانواده در حد به پرواز در آوردن آپولو هست باور کنید !
کلا خانواده ما و آنها با هم تاریخچه ای دارند دراز همین بس که من پسر کوچکشان را که یک سال از من کوچکتر است از لحظه تولد میشناسم ! حساب کنید قرابت و نزدیکی را ! …
این خانواده چند سال پیش ایران را ترک کردند , پدر خانواده پزشک است در آنجا اینطور که میگفتند کار ساختمانی میکرده , از پوست سوخته اش میشود فهمید کارگری ساده میکرده , خانمش در آرایشگاهی پادویی میکرده , که ماما هستند ایشان , دو پسر دیگرشان هم در فروشگاه ها مشغول به خدمات پایین دست هستند و بودند , پسر بزرگ خانواده در دوره فوق دکترای عمران مشغول به تحصیل است و فرزند کوچکتر هم در یکی از بهترین کالجها عمران میخواند …
حال نمیدانم زندگی آنقدر در ایران پست و حقیر بوده برایشان که تن به چنین کاری داده اند ؟ سوالی که شاید هیچ وقت رویم نشود از خودشان بپرسم …

جولای 25, 2009 در 7:54 ق.ظ