چقدر این روزها به سختی میگذرن , اعصابمان خراب است , شاید چون رای هامون رو خوردن !
این مدت سعی کردم از وضعیت به وجود اومده ننویسم اما نمیشه , نشد , نمیزارن !
من شرمنده دوستی شدم که متقاعدش کردم رای بده , اون هم برای اولین بار در عمرش , اسمشون چیه ؟ تحریمی ؟
در هر حال یک هفته جهنمی رو پشت سر گذاشتیم با تظاهرات و ضد و خورد , خبر گرفتن از دوستان مفقود الاثر شده , زخمی شده , تیر خورده , شهید شده …
اینطور میگویند که کودتاست , ما میپذیریم چون علائمش کاملا پیداست در دنیای مجازی و ارتباطاتی نشانه هایش اینست که همه مان میبینیم , قطع شدن اس ام اس ها , قطع شدن موبایل ها , قطع شدن سرویس GPRS , کند شدن سرعت اینترنت و …
امروز آقای فصل الخطاب سخنرانی کرد , ما شنیدیم اما باید بپذیریم ؟ مرگ جمهوریت را قبول کنیم ؟ انتخابش با شماست …
پی نوشت :
میدانید , برای مبارزه با کودتا راه های چندانی نیست جز اینکه براعتصابات و راهپیمایی های خاموش پافشاری و بر خواست هایمان اصرار بورزیم همین .
